ستاره کاغذی

ما

ما از اینجا میریم.

خود آ حافظ

+   هراتس ; ۸:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٩/۱٦
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

Tired of living in the safe side and being hurt

+   هراتس ; ۸:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۸/۱۳
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

از یک موقعی به بعد دیگه هیچ چیز جلو نرفت.هیچ پیشرفتی وجود نداشت. من فقط برمی گشتم. به روز ها به آدم ها. اگر آدم جدیدی هم پیدا می شد یک مدلی یا قدیمی می شد یا تموم می شد. همه چیز خیلی زود تر از اونی که فکرش رو بکنم خاطره می شد و می شه.

متنفرم از این حالت.

+   هراتس ; ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۸/۸
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

من یک فکر غمگینم

+   هراتس ; ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٧/٢٦
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

* من احتیاج دارم که کسی رو مجبور کنم من رو دوست داشته باشه؟ false آدمش نیستم

* من احتیاج دارم که کسی رو گول بزنم و اون من رو دوست داشته باشه؟ قابلیتش رو دارم اما ارزشش رو نداره

* من احتیاج دارم که برای یک لحظه فکر کنم من باز هم می تونم کسی رو دوست داشته باشم ؛ عمیقاً، و اون هم همینطور؟ یــــــــــــــــــــــــــــــــو هو peace

* من احتیاج به کسی ندارم؟ گه خوردی دروغ گوی ترسوی پر رو

* من احتیاجاتی دارم بسیار زیاد که قابل درخواست نیست و اگر هم باشه قابل پرداخت نیست و من خیلی به این موضوع و باطل بودنش فکر می کنم و به جایی نمی رسم و باز هم آخر آخر دلم می خواد شبا که توی این اتاق یخ کرده می خوابم و می دونم که تا آخر زمستونی که از گرما بیشتر دوستش دارم نمی ذاره من یک نفس راحت و سالم بکشم یک کسی باشه  کاش که گرم می کردم و فقط همین.

ولی اون گرما و اون آرامش رو نه کسی میاره نه کسی می تونه که بپذیره.

 

+   هراتس ; ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٧/٢٤
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

کسی برای من دلیل بیاورد کاش.

+   هراتس ; ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٧/٢٠
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

می دونید یک اصلی به وجود اومده توی زندگی من و اونم اینه که هیچ آدمی دیگه برای من جذابیت نداره و این خیلی وحشتناکه.

اصل دوم هم اینه که دلم اصلا واسه آدم هایی که ول کردن و ول کردم تنگ نمی شه .

اصل سوم هم اینه که مگه نمی شه بدون  وول خوردن بین آدم ها و احساساتشون و رابطه هاشون زندگی کرد؟

 

+   هراتس ; ٥:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٧/۱٠
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

من  : نمی تونم...

تو : من دیگه نمی تونم به کسی فکر کنم.. تا همیشه منتظرتم.........................

دو ماه بعد

او : راستی شنیدی فلانی داره ازدواج می کنه؟؟؟

من : نـــه !!!

پ.ن: حالم رو بهم می زنه این همه حرفها و احساسات بی ریشه اتون.

+   هراتس ; ٩:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/۱
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

نمیدونم دلتنگی من برای آدم ها از کدوم نوع دلتنگی هاست. گاهی بین عمیق و عادت و نیاز گم می شم و این موقع هاست که از خودم و از اینکه نمی فهمم نقش این آدم توی زندگی من چیه از خودم بدم میاد. حتی خیلی وقتا به خاطر همین دلیل به طرفم نمی گم که چقدر دلم می خواسته ببینمش و حتی بغلش کنم ! حس می کنم به خودم و به اون آدم دروغ می گم چون شاید نیاز منه که باعث دلتنگیم شده نه دقیقا وجود اون آدم خاص.

+   هراتس ; ٤:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٥/۱٧
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

دلم می خواد با یکی حرف بزنم.

این دیگه خیلی چیز کوچیکی بود که دلم خواست و از نداشتنش دلم به حال خودم سوخت.

 

ادامه مطلب
+   هراتس ; ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٥/٥
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir